شب - خارجی - توی پیاده‌رو

دو شب به انتخابات ریاست‌جمهوری مانده. رئیس‌جمهور در پیاده‌رو راه می‌رود که سایه‌ای به او نزدیک می‌شود.

رئیس‌جمهور: سیاهی کیستی؟

مشایی: سلام آقای احمدی‌نژاد من اسفندیار رحیم مشایی هستم.

رئیس‌جمهور: خب چه کار داری؟ سهام عدالت می‌خواهی؟

مشایی: نه. من می‌خواهم به شما نزدیک شوم تا به هدفم که گله‌مند کردن اصول‌گرایان از شماست برسم.

رئیس‌جمهور: باشه. پس من تو را معاون اول می‌کنم. خوبه؟

مشایی: بله. اما اگر مخالفت شد، چی؟

رئیس‌جمهور: آن وقت تو را رئیس دفتر خود می‌کنم و هرکس پشت سرت حرف زد من و تو و بقایی می‌نشینیم و به حرف‌هایش می‌خندیم. باشه؟

مشایی: باشه.

3- آقای کرمی‌راد معتقد است که رئیس‌جمهور به مشایی حقوق می‌دهد تا مشایی به محبوبیت او ضربه بزند. بعد هم که عالم و آدم با مشایی مخالفت می‌کنند باز هم رئیس‌جمهور به او حقوق می‌دهد تا مشایی به محبوبیتش ضربه بزند؟ چرا اون وقت؟!

4- همه می‌گویند مشایی جریان انحرافی است. با این همه انحراف از مسیر که مشایی باید الان از لب مرز پاکستان سردرآورده باشد. چطور است که باز هم مستقیم می‌رسد به دفتر ریاست‌جمهوری؟

شما فردا صبح که می‌خواهید سرکارتان بروید سعی کنید هر 10 قدم که جلو می‌روید، یک قدم از مسیرتان منحرف شوید. اگر عوض بهارستان سر از اسلام‌شهر درنیاوردید من اسمم را عوض می‌کنم.