حرفهای خودمانی
آقای رییس سلام
من هستم همان فردی که به تو رای ندادم
شاید باور نکنی
اما حالا پشیمان شده ام
من به تو رای ندادم زیرا گفتتند تو و قبیله ات به دنبال از بین بردن ایران هستی
می خواهید ایران را بفروشید و با امدنتان همه چیز رانابود می کنید
حال می بینم به من دروغ گفته اند
تو و قبیله ات این کارها را نکردید
بلکه آمدید تا
فرهنگ ایران رااز بین ببرید
آمدی تا با خیانتت آینده را از بین ببری
آمدی تا با آمدنت در شهر من ساپورت پوش ها بیشتر شوند
کشف حجابها چندین برابر شود
آمدی تا بلایی بر سر فرهنگ این مملکت بیاوری تا ان میخ طویله خاتمی را بیشتر در طویله بی فرهنگی بکوبی
آقای رییس جمهور به جان تو که هرگز هم نمی خواهم سر به تنت باشد من منتقد تو نیستم
من برای تو فقط یک تهدید نیستم
من رقیب تو هستم
من مخالف تو کار می کنم
من تلاش می کنم تا گند کاری های تو و امثال تو را در این مملکت بپوشانم
دستانم خالیست و با این دست خالی تلاش می کنم و چیزی برای از دست دادن ندارم
و تو بترس
بترس از افرادی مثا من که هیچ در دست ندارند و چیزی برای از دست دادن ندارند
چون دستان پر از گناهت نمایان می شود
امضا : عموی مستضغف
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 18:32 توسط دست نوشته های عمو
|