ماجرای ایرانیای که کارمند آمریکایی را مات کرد!
| |
|
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد. |
| |
|
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد. |
٢- کامنت گذاشته اند که اگر باز هم در موقعیت انتخابات ٢٢ خرداد ٨٨ قرار بگیری ، باز هم به احمدی نژاد رأی می دهی؟ و بار کنایه و حتی استهزا در این سؤال که این چند روز، شفاهیش را هم بارها شنیده ام کم نبوده است . در پاسخ به آن کامنت نوشتم : بله ؛ قطعاً بله . اما ظاهراً این پاسخ مختصر چیزی نیست که خواننده یا شنونده ای را قانع کند .
٣- محمود احمدی نژاد حتماً یکی از اتفاقات مهم و سرنوشت ساز در تاریخ ایران و بخصوص انقلاب اسلامی است . به گونه ای که براحتی می توان مقطع حاکمیت یافتن او را به عنوان نقطه عطفی که ممیز قبل از آن و به احتمال قوی بعد از آن است تقسیم کرد . احمدی نژاد ریاست دورانی را دارد که وعده های محقق نشده رؤسای قبلی جمهور را عملی کرد ؛ آنها را که وعده داده بودند و نکرده بودند و خواسته بودند و نتوانسته بودند یا ترسیده بودند که انجامش دهند.
هشت سال از تاریخ انقلاب از ۶٨ تا ٧۶ را سازندگی نامیدند اما سازندگی واقعی را در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد بخصوص در دوره اول مسئولیت وی مشاهده کردیم .
هشت سال از تاریخ انقلاب از ٧۶ تا ٨۴ را دوره آزادیهای سیاسی و اجتماعی نامیدند ولی به رغم شعارهای داده شده در این سالها و عملهای نشده ، سالهای ریاست محمود احمدی نژاد نشان داد که میزان تعطیلی مطبوعات و توقیف کتابها بسیار کمتر از دوره محمد خاتمی بوده است و تعداد روزنامه های منتشره به چندین برابر قبل افزایش پیدا کرد آن هم در شرایطی که تعداد مطبوعاتی که حامی دولت بودند به زحمت به تعداد دو دست می رسید .
دوره حاکمیت احمدی نژاد با شعار راهبردی "می شود - می توانیم" ، دوره پایان تحقیرهای طولانی در عرصه سیاست بین الملل بود . در این دوره با قدرت و صلابت از حقوق ملت ایران در عرصه فناوری هسته ای دفاع شد و حقارتهای تأسف بار دوران خاتمی در حلقه به گوشی و فرمان پذیری از دستورات و تحکمهای قدرتهای بزرگ و کوچک خارجی پایان یافت و پیروزی ملت ایران در این عرصه مهم بحق بزرگتر و پر فایده تر از نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق بروز و ظهور یافت .
مدیریت سریع و بموقع در سهمیه بندی کردن سوخت و مهمتر و عظیمتر از آن اجرای طرح تاریخی هدفمندی یارانه ها از کارهایی بود که هیچ رئیس جمهوری حتی به اجرای آن هم نتوانست فکر کند و افتخار آن به نام احمدی نژاد ثبت شد .
اینها و بسیاری نکات مهم و نقاط قوت دیگر از جمله سفرهای استانی ، توجه تاریخی به نقاط محروم و دوردست ایران ، کنار گذاشتن پایتخت محوری و نگاه فراگیر به کشور ، قاطعیت در اجرای قانون، مقابله با اشرافیگری و اشرافزادگان و آقا زادگان و ...از مواردی است که اگر مرا باز هم به شش سال پیش برگردانند به دلیل آن ، باز هم در برگه رأیم نام "دکتر محمود احمدی نژاد" را خواهم نوشت و به این نوشته افتخار خواهم کرد و به این نگاه نخواهم کرد که احمدی نژاد سالهای بعد ممکن است چه بلایی سرش بیاید .
۴- بله . به سر احمدی نژاد بلاهایی آمده است . دوره دوم ریاست جمهوری او با دوره اول او تفاوتهای خیره کننده ای دارد . این تفاوتها گاه تا حدی است که ما با دو شخص و دو شخصیت کاملاً متفاوت که تنها در نام و نام خانوادگی اشتراک دارند مواجهیم . به دلایلی از جمله آنچه رهبر عزیزم امروز در جمع فرمانده و اعضای نیروی انتظامی کشور فرمودند از تفصیل این بخش می گذرم اما حضور جمعی از افراد فاسد فکری و مالی و کسانی که در تصور خام خود می پندارند با توسل به شیوه های عوامگرایانه و غیر توحیدی می توانند رأی توده مردم موحد و ولایتمدار و باهوش کشورمان را بخرند ، در سایه رئیس جمهور خدوم و خوش سابقه ، و رجحان یافتن آنان بر مؤمنان دلسوز و ناصحان مشفق ، چیزی نیست که بتوان از آن بسادگی گذشت و برای احمدی نژاد عزیز احساس خطر نکرد . این نکته ای است که توضیحات بیشتر و در وقت مناسبتری می طلبد.
۵- اگر بند چهارم ، واقعیتی باشد که بخواهیم بر اساس آن شیوه رفتار خودمان را با احمدی نژاد روزها - و یا ساعات - ِ آینده تنظیم کنیم به این پرسش پر بسامد این روزها می رسیم که با این احمدی نژاد چه باید کرد ؟
به نظر می رسد با توجه به سابقه درخشان خدمتگزاری دکتر از استانداری اردبیل گرفته تا شهرداری تهران و ریاست جمهوری ، همه ما اصولگرایان و حزب اللهیها و نیروهای دلسوز موظفیم از این نیروی پر نفس ، تا پایان دقیقه نود بلکه حتی تا حداکثر ِ وقت اضافه ای که قانون به ما اجازه می دهد حمایت کنیم مگر اینکه خود وی دوست داشته باشد علاوه بر کارت زرد ، چندین کارت قرمز هم از داور بگیرد و یا با تمارض از بازی خارج شود یا خدای نکرده آن را به هم بزند و سه هیچ ببازد ! مطمئناً دکتر باید این را خوب فهمیده باشد که تمام کسانی که در این بازی برای او سوت و کف زده اند و می زنند بیش از او دلبسته داور مسابقه اند که با مهارت مثال زدنی ، پیشتر و در بازیهای قبلی ، غلطهای زیادی ِ رقبای متقلب او را گرفته است و به همین دلیل در دل مردم جا کرده است و اگر بخواهد با مظلوم نمایی از مسابقه خارج شود ، کسی برای او تره هم خرد نخواهد کرد و همگان به نفع داور شعار خواهند داد . دکتر ِ قصه ما اگر کمی به حافظه اش مراجعه کند دلایل و مصادیق زیادی برای این موضوع پیدا خواهد کرد! یک مورد آن تظاهرات تاریخی و بی نظیر نه دی ٨٨ است که در آن ، هیچ کس عکسی از احمدی نژاد ِ محبوب هم در دست نداشت چه برسد به کسانی که مقابل نایب الامام ایستاده بودند .
۶- احمدی نژاد مرد زیرکی است و حتی اگر زیرک هم نبود و خدای نکرده حتی اگر به ولایت فقیه هم معتقد نبود و تنها می خواست به قانون اساسی هم عمل کند ( همان گونه که در اطاعت کردن دفعه پیشش از رهبر در معاون اول نکردن اسفندیار مشّایی نوشت که بر اساس اصل ۵٧ قانون اساسی از این امر اطاعت می کند ) ، می داند که حتی اگر به جای ٢۵ میلیون رأی ، ۴٠ میلیون رأی هم آورده بود ، این آرا بدون تنفیذ ولی فقیه و نایب امام زمان کوچکترین وجاهت قانونی نداشت و او رئیس جمهور نبود .
٧- دکتر عزیز ! احمدی نژاد خوش سابقه ! ما اگر به تو رأی دادیم ، اگر روزگاری به آیت الله منتظری عشق می ورزیدیم ، اگر حتی در سال ۵٧ به خیابانها ریختیم و برای نخست وزیری مهندس بازرگان شعار دادیم ، همه آن کارها را برای اطاعت از امر ولی فقیه و امام و رهبرمان انجام داده ایم نه برای شخص آنها . راستش را بخواهی شاید در مورد تو ، کمی - و فقط کمی - خودت را هم دخیل کرده بودیم اما همین جا در پیشگاه خداوند مهربان و آمرزنده از اینکه کاری را برای غیر او و بدون قصد قربت معنوی و با رسوبات شخصیت گرایی و نه حقگرایی و حق محوری انجام داده ایم خالصانه توبه می کنیم و از حالا به بعد ، از تو برای رضایت رهبری که حمایت از تو را به خاطر کارها و خدماتی که کردی و نه شخص خودت ، خواسته است حمایت می کنیم و این جمله تاریخی امام را آویزه چشم و گوشمان می کنیم و بر اساس آن عمل ، که :
- « من بارها اعلام کرده ام که با هیچ کس در هر مرتبه ای که باشد عقد اخوت نبسته ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است» .
(صحیفه نور، ج٢١، ص١٠٨، ٢/١/١٣۶٨).
پس ما هم با احمدی نژاد و غیر احمدی نژاد هم در هر رده ای - چه رئیس مجلس باشد چه رئیس قوه قضاییه ، چه نماینده مجلس باشد چه مرجع تقلید - عقد اخوت نبسته ایم و ملاک ما میزان حرکت بر محور ولی مطلقه فقیه و نایب امام زمان "عج" است و بس . و بعید می دانیم که احمدی نژاد عزیز ما ، آن سابقه درخشان و پر افتخار خود را در خدمت به ملت و اقدامات تاریخی، با بازی غلط یا بازی نکردن خراب کند و خود را از چشم توده عظیم مردم - نه فقط در ایران که در جهان اسلام - بیندازد . دور و نابود باد چنین روزی .
پ . ن : می توانستم همچنان بهانه ای برای ننوشتن داشته باشم اما نمی خواستم به قول جلال ، مثل پیرزنها نجیب باشم آنجا که گفت : وقتی از جایت تکان نخوردی ، نجیب می مانی ؛ درست مثل پیرزنها ! گذشته از اینکه ننوشتن ، به هزار گونه تفسیر می شود که قطعاً نهصد و نود و نه تای آن غلط است . لطفاً روی آن نهصد و نود و نه تای دیگر خط بکشید .
چون از انصراف مجلس و رئيس جمهوري مأيوس بودند به امام خميني روي آوردند و همه عناصر مؤثر در توطئه به كار افتادند و با حضور مكرر نزد امام(ره) و مدح موسوي چنين وانمود كردند كه جوانان جبهه جنگ با صدام طرفدار موسوي هستند و انتخاب نشدن وي صدمه محسوسي به جبهه خواهد زد و اين همان نقطه حساسي بود كه امام نسبت به آن فوق العاده حساسيت داشتند و اطرافيان هم اين را بخوبي ميدانستند؛ درست همان وضعي كه بعد درباره جام زهر دادن به امام تكرار شد و...
آقا ما بعضی وقتها تفسیرمان دیگر کار نمی کند یکی به ما بگوید چه خبر است
و بعضی ها از کجا تا کجا می روند :
روند مسئولیت گرفتن
اول کار با همانهایی می خندید که دشمنان می خندیدند :

در حال فکر بود که چطور بر قدرت چمبره بزند :
![]()
بعد در منطقه میانی راهش را پیدا نمود :
با این کارا
یا با این جور کارها

یه مدت فقط مصاحبه می کرد ، این طرف و آن طرف می رفت :




و بالاخره به هدفش رسید
پایدار باد
انقلاب جمهوری اسلامی ایران
گفته می شود چهار زنی که همیشه پشت سر «قذافی» ایستاده اند، مانند دیگر محافظان وی، یونیفرم نظامی بر تن می کنند، اما حقیقت این است که آنان پرستار هستند. آنها دوره های پرستاری و امداد رسانی را گذرانده اند تا در صورت بروز هرگونه مشکل جسمی برای دیکتاتور لیبی، به داد او برسند و مشکل وی را برطرف کنند؛ البته آنها کارهای شخصی وی را نیز انجام می دهند.
اما از شروطی که «قذافی» برای این چهار پرستار و صد محافظ خود قرار داده، این است که هیچ کدام از آنان تا هنگامی که او را همراهی می کنند، حق ازدواج ندارند. آنان یاد گرفته اند که باید همه عمر خود را برای حفظ جان «قذافی» بگذرانند. هیچ یک از آنها حق گفت وگوی رسانه ای یا فاش کردن اطلاعات محرمانه آقای دیکتاتور را ندارند.
سایت «ویکی لیکس» نیز به تازگی در گزارشی نوشت: «معمر قذافی» یک پرستار اوکراینی به نام «جالینا کولوتنیتسکا» نیز همیشه همراه خود دارد. بررسی های انجام شده نشان می دهد آقای «قذافی» به او علاقه مند بوده و همین امر باعث شده او را همواره با خود همراه کند. دیکتاتور لیبی حتی در سفرهای بین المللی خود، پرستارانش را همراهش می برد. آنان از کوچکترین مسائل زندگی «قذافی» آگاهند.
گفته می شود، دیکتاتور لیبی به اندازه ای به پرستاران خود علاقه دارد که در یکی از سفرهای بین المللی خود به کشور پرتغال ـ که قرار بود پس از آن برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به ایالات متحده آمریکا برود ـ وقتی به دلایل اداری ویزای یکی از این پرستاران صادر نشده بود، ساعاتی بعد، «قذافی» هواپیمای شخصی خود را از پرتغال به لیبی فرستاد تا آن پرستار را پیش خود بیاورد.
همچنین برخی رسانه ها در گذشته نوشتند که گروه محافظان قذافی، چهارصد نفر دخترند که این دختران در گروه های چهل نفری، حراست از جان رهبر لیبی را بر عهده دارند و لحظه ای از او غافل نمی شوند.
در گزارش یک روزنامه مصری به لباس این محافظان هم اشاره شده است: «آنها هیچ گاه مانند محافظان مرد با لباس شخصی ظاهر نمی شوند. همیشه لباس نظامی به تن دارند و این لباس از بهترین پارچه های موجود دوخته شده است. آنها پس از گذراندن امتحان های سخت برگزیده می شوند و تا وقتی در خدمت قذافی هستند، اجازه ازدواج ندارند.»

لباس این دخترها بیش از چهار هزار دلار ارزش دارد و این، شامل پوتین هم می شود. دوخت این پوتین ها، به گونه ای است که پای آنها را به هیچ عنوان اذیت نکند و در یک کلام، زمختی در طراحی و تولید لباس این محافظان جایی ندارد. وقتی یک دختر ساعت کارش تمام می شود، باید در حالت آماده باش بباشد، چرا که قذافی هر لحظه، ممکن است دلش برای یک محافظ به خصوص تنگ شود و بخواهد او را ببیند!

پایگاه های خبری لیبی در ادامه مطلب خود افزودند: «معمر قذافی» تک تک محافظان و پرستاران خود را شخصا از دانشکده ای که برای آموزش محافظان و پرستاران تأسیس کرده، انتخاب می کند و پیش از استخدام رسمی آنان، مجبورشان کرده که سوگند یاد کنند که تا آخر عمر به او وفادار بمانند و از همین روی، حق ازدواج ندارند.

این پایگاه های خبری در پایان مطلب خود نوشتند: تنها دختر دیکتاتور لیبی «عایشه» نام دارد. او به خاطر تک دختر بودن به شدت مورد علاقه پدر است و همین امر موجب شده که «قذافی» همه محافظان شخصی خود را همنام با او بنامد. او محافظان خود را «عایشه اول»، «عایشه دوم»، «عایشه سوم» و غیره نامیده است.





